کافه های تعطیل

خیابانها یکطرفه

کوچه ها بن بست

هوا آلوده

ساعتها خوابیده

شاخه های گل،که روی دستان کودکان سر چهار راه باد کرده اند

و واژه های انباشته در گلو

که خفه ات می کنند

این دیگر شعر نیست...

سکانسی ست از یک شهر...

بدون تو...